عبد المحمد آيتى

73

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

ناگاه در اين اوان دست غدار روزگار علاء الدين را بربود و آن سپهر فضائل از چنوئى جدا ماند . شاعرى در اين باب گويد : يگانهء همه آفاق صاحب ديوان * علاء دولت و دين صاحب زمين و زمان بسال ششصد و هشتاد و يك شب شنبه * چهارم مه ذى الحجّه صبح در ارّان [ 120 ] برادرش شمس الدين صاحبديوان چند روزى به عزا نشست . پس سلطان او را خلعت خاص داد و به دفع فتنه‌ها مأمور نمود . ارغون فرمان به اطراف فرستاده بود تا املاك صاحبى را به تصرف نواب و رسولان و وكلاء او دهند و صاحب را از تصرف ممنوع دارند و بدين مقصد بولاتامور « 1 » را به عراق روان كرد و خود نيز در آن حوالى بود . [ 121 ] ولى ارباب عراق سرسختى كردند و به دستور او تن در ندادند . ارغون عزم بغداد كرد و آنان را گوشمال داد و خزانه موجود بستند و به علت بقايا در سالهاى گذشته مبالغ وجوهات را معين كرد . شيشى بخشى و بولاتامور و طغاجار در جمع مال كوشش فراوان كردند چون از وصول مال فراغتى يافت بسال 682 عازم بلاد مشرق شد و در اين انديشه بود كه چگونه تخت موروث را بدست آورد . ولى انجام اين مهم بدون مرد و مال ممكن نبود پس در صدد تهيه مال برآمد و در اثناء اين احوال امير على جنكين با جمعى از دبيران به تعليم برخى از امراء به او رسانيدند كه صاحب اعظم وجيه الدين زنگى الفرومدى فرزند صاحب سعيد عز الدين طاهر هنگام حكومت خراسان هر سال دهها هزار دينار به نفع خود برداشت كرده است . مؤلف گويد : اين وجيه الدين مجموعهء مكارم و پاكدامنى و شرف بود . چون به اين حادثه دچار شد به هيچيك از خاتونان و اميران التجا ننمود و گفت : [ 123 ] در صورتى كه در كار من خيانتى يابند هر دينار هزار دينار عوض دهم ولى ارغون زر مىخواست نه جواب درست . قوام الدين بخارى با بولوغان از شيراز گريخته به خدمت ارغون پيوسته بودند . اين دو ، مملكت شيراز را در نظر شاهزاده جلوه‌اى تمام دادند . شاهزاده آنان را بنواخت . و قوام الدين بخارى را منصب استيفاء داد و او را پيش خواجه وجيه الدين فرستاد . او تقرير كرد كه ارغون سخت طمع در مال كرده و اين‌ها كه مىگويد جز بهانه نيست . بعد از آمد

--> ( 1 ) - چ : يولاتامور